روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

580

شرح شطحيات ( فارسى )

و از دليرى فقر « رَبَّنا ظَلَمْنا » « 1 » نگفتم . مرا به دوزخ قهر دركشيد . لالستان قدم ديدم . ايشان پنداشتند كه من بيگانه بودم ، ندانستند كه من از اهل خانه بودم ، چون در عين وحدت از خود بيرون رفتم ، از عيان عيان در ميان ميان . تازه‌روى بارگاه اوّليّت - عليه السلام - از قدم با قدم مىگفت « الفقر فخرى » و نيز هر كه از دنيا فقير شود ، نزد عارفان در دو جهان متّهم گردد ، زيرا كه حدث را بر حدث « 7 » برگزيد ، و اين در توحيد شركست . نظر از قدم بر حدث كفرست . هر كه كون در قدم ببيند ، حقيقت اسم فقر بر وى ننشيند . سرّ « ما زاغَ الْبَصَرُ » « 9 » در معراج سيّد فقيران نداند ، زيرا كه آن مرقّع‌پوش تنزيه ، چون به فقر « 10 » بىفقرى رسيد « الفقر فخرى » گفت . درّ فقر را صدف آمد ، و آدم تازه را در برهنگى « وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ » * « 12 » خلف آمد . تو اگر دست « 13 » شاهان فقر خواهى ، موسىوار دو نعل كون از پاى بيرون انداز ، تا در عزّت توحيد به فقر « إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » « 14 » رياضت يا بى .

--> ( 1 ) رَبَّنا ظَلَمْنا : سورهء 7 ( الأعراف ) آيهء 122 ( 7 ) بر حدث M : بحدث S ( 9 ) ما زاغَ الْبَصَرُ : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 17 ( 10 ) به فقر : فقر SM ( 12 ) وَ طَفِقا . . * : سورهء 7 ( الأعراف ) آيهء 21 و سورهء 20 ( طه ) آيهء 119 ( 13 ) تو اگر دست : ترا كردست SM ( 14 ) انى لما . . : سورهء 28 ( القصص ) آيهء 24